“وحشیانه اما نفسگیر”: چگونه ساکنان امارات متحده عربی که ۶۸۰ کیلومتر را در بیابان پیمودند، زندگی عشایری را تجربه کردند
دکتر ریچل استراتون پس از ۱۳ روز، دختر دو ساله خود، آلیس، را در آغوش گرفت، زیرا او سفری برای یک عمر را تجربه کرده بود – یازدهمین دوره سفر شتر، که توسط مرکز میراث حمدان بن محمد (HHC) برگزار شد. این گروه از مسافران از ۹ دسامبر در صحرای روبالخالی آغاز کردند و ۶۸۰ کیلومتر را طی کردند و سفر خود را در روستای میراث در گلوبال ویلیج در روز شنبه به پایان رساندند.
دکتر استراتون، دانشمند بریتانیایی داوطلب در انجمن بیماریهای ژنتیکی امارات متحده عربی، این تجربه را “وحشیانه اما نفسگیر” توصیف کرد. او آن را وحشیترین ماجراجویی زندگی خود نامید. او گفت: “این فرصتی تکرار نشدنی بود که مرا فراتر از محدودیتهایم سوق داد.”
هر روز با یک روال سختگیرانه آغاز میشد. دکتر استراتون گفت: “ما با نماز بیدار میشدیم، وسایل را جمع میکردیم و “شاداد” (زین شتر) را تا ساعت ۷ صبح آماده میکردیم. از ساعت ۹ صبح تا ۲:۳۰ بعد از ظهر، ما ۳۰ تا ۳۵ کیلومتر را میدویدیم و سپس یک استراحت کوتاه برای ناهار داشتیم و سپس ۲۰ کیلومتر دیگر را ادامه میدادیم.”
در حالی که کنترل شترش در ابتدا یک چالش بود، او با حیوان پیوندی برقرار کرد. دکتر استراتون گفت: “شتر من، در ابتدا اغلب مرا گاز میگرفت، اما پس از چند روز، به من اعتماد کرد. میتوانستم او را با کوچکترین لمس هدایت کنم.” چالشهای پیمایش تپههای عظیم برخی از چالشبرانگیزترین لحظات بودند. دکتر استراتون گفت: “ما مجبور بودیم تکنیکهایی را برای حفظ تعادل بیاموزیم، هنگام صعود از تپهها به جلو خم شویم و هنگام پایین آمدن از شیبهای تند به عقب خم شویم. در ابتدا، غیرممکن به نظر میرسید، اما با گذشت زمان، به شتر خود اعتماد کردم و ریتمی پیدا کردم. انگار با او شراکتی برقرار کرده بودم.”
عصرها لحظات استراحت برای شرکتکنندگان بود زیرا گروه دور آتشهای اردوگاه برای موسیقی و رقص جمع میشدند. دکتر استرون گفت: “چند روز اول بسیار طاقتفرسا بود، به ویژه عبور از تپههای بزرگ در ربع خالی. اما این سفر ترکیبی کامل از چالشها و غوطهوری فرهنگی بود.”
در میان ۳۳ شرکتکننده، که اهل ۱۷ ملیت مختلف بودند، برنادتا استارون، یک حرفهای فرانسوی-آلمانی که با سازمان همکاری توسعه آلمان (GIZ) در امارات متحده عربی کار میکند، حضور داشت. برای او، این سفر فرصتی برای قطع ارتباط با زندگی شهری و تجربه سادگی سنتهای عشایری بود.
استارون گفت: “من ذاتاً ماجراجو هستم، اما این سختترین سفری بود که تاکنون انجام دادهام.” این سفر او را با مناظر متنوع صحرای امارات متحده عربی، از تپههای سر به فلک کشیده تا دریاچههای نمک خشک شده، آشنا کرد. استارون گفت: “من هرگز تصور نمیکردم که امارات متحده عربی چنین زمینهای متنوعی داشته باشد. خیره کننده بود.”
با این حال، زیبایی چشمانداز با چالشهای جسمی و ذهنی عظیمی همراه بود. استارون گفت: “دو روز اول به ویژه طاقتفرسا بود. سوار شدن بر شتر آسان نیست؛ ناهموار است و بر بدن شما تأثیر میگذارد. مبارزه ذهنی سختترین بود، برای ادامه دادن زمانی که بدن شما میخواست تسلیم شود. این به من نشان داد که ذهن چقدر در غلبه بر محدودیتهای جسمی قدرتمند است.”
او همچنین متوجه شد که سمزدایی دیجیتال هم چالشبرانگیز و هم نشاطآور است. استارون گفت: “بدون دسترسی به اینترنت، مجبور بودیم با افکار خود بنشینیم. گاهی اوقات آرامشبخش بود اما در عین حال غرق کننده بود. شبهای سرد زمانی که به بالا نگاه میکردید و ستارهها را میدیدید، ارزشش را داشت.”
استارون نیز با چالش ایجاد پیوند با شتر خود روبرو شد. او گفت: “شتر من، زیدان، در ابتدا لجباز بود، اما در نهایت، ما یکدیگر را درک کردیم. مراقبت از او، تغذیه او، هیدراته کردن او، قدردانی عمیقتری از مسئولیتهایی که اجداد ما بر عهده داشتند، به من داد.”
سفر شتر، یک ابتکار سالانه توسط HHC، برای حفظ میراث امارات متحده عربی طراحی شده است در حالی که به ساکنان نگاهی اجمالی به زندگی اجداد بومی منطقه میدهد.
دکتر استراتون گفت: “این تجربه فقط در مورد زمین نبود. این در مورد زنده ماندن در شرایط سخت، تحمل ناراحتی و قویتر شدن با هر قدم بود.”
استارون گفت: “این سفری است که برای همیشه با من خواهد بود.”